?????

خدا خدا میکنم

مامانم با خبر عروسی "اون" برنگرده

خدایا من توانشو ندارم

بزار برم بعد بشنوم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مرداد 1393ساعت 20:17  توسط ? 

سه تار خریدم....یوهو

کاش یاد بگیرم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393ساعت 15:4  توسط ? 

اگه اون با اون ازدواج کنه چی؟؟؟؟

چقد بد میشه برامممممم

امیدوارم این فقط ناشی از فکر من بوده باشه...و هرگز اتفاق نیفته

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393ساعت 13:51  توسط ? 

خدایا من با تو معامله کردم

شر و بدی رو ازم دور کن و هرکی برای من بد خواست بدیش رو به خودش برگردون

و چنان با خودش و مشکلاتش مشغولش کن تا من یادش برم

آمین

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مرداد 1393ساعت 20:3  توسط ? 

تجربه 28 سالم بهم نشون داده یه چیزی هرچقدر تلخ و سخت باشه تا همیشه ادامه دار نیس

و خوشیهام همینطورن...هرگز یه خوشی تا ابد پایدار نمیمونه

توو 28 سال زندگیم هرگز به این اندازه تنها و بیچاره نبودم

اما مطمئنم تموم میشه ...همه این ناراحتیا با یه خوشی خیلی خیلی بزرگ و شیرین پر میشه

رسم روزگار اینه

چه بهش اعتقاد داشته باشی چه نداشته باشی

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مرداد 1393ساعت 17:7  توسط ? 

داشته هام:

سلامتی

زیبایی

درس

برادرم

پدرم

مادرم

باهوش بودن

بزرگ شدن در خانواده فرهنگی و دانشگاهی

کم جمعیت بودن

خوش اندام بودن

وضع خوب مالی

رانندگی

شنا

 

 

نداشته هام:

خواهر

اعتماد به نفس

شوهر

کمی آبرو

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مرداد 1393ساعت 15:37  توسط ? 

باید روو چیزایی که میتونم کنترلشون کنم تمرکز کنم....

خدایا کمکم کن

همین

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مرداد 1393ساعت 17:32  توسط ? 

دلم میخواد 10 سال برم کما
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مرداد 1393ساعت 11:39  توسط ?